الشيخ المنتظري

390

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

از كلام حضرت در اين خطبه معلوم مىشود در زمان حضرت على ( عليه السلام ) - همين طور كه در زمان ما هم هست - بعضى مردم از نظر مادّى وضعشان از ديگران بهتر بوده و عده اى نسبت به آنها حسادت داشته اند ، تا اينجا از خطبه كه در درسهاى گذشته بيان شد حضرت امير خواسته اند بفرمايند : نظام دنيا بر اين اساس است كه عده اى فعاليت بيشترى دارند ، هوش و استعدادشان بيشتر است ، و در اثر فعاليت زياد تمكّن مالى بيشترى پيدا مى كنند ، اين نق زدن ندارد ; و نصايحى را حضرت خطاب به آنهايى كه نسبت به افراد متمكّن حسادت مىورزيدند بيان فرمودند . در اين قسمت از خطبه افراد متمكّن را مورد خطاب قرار داده اند ، و در رعايت حق خويشاوندى و آثار آن مى فرمايد : « أَيُّهَا النَّاسُ ، إنَّهُ لاَيَسْتَغْنِى الرَّجُلُ ، وَإنْ كَانَ ذَامَال ، عَنْ عَشِيرَتِهِ ، وَدِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَيْدِيهِمْ وَأَلْسِنَتِهِمْ » ( اى مردم انسان در زندگيش ، گرچه صاحب مال و ثروت باشد بى نياز از قبيله و خويشانش و دفاع آنها از او به دست و زبانشان نيست . ) اشخاصى كه خداوند به آنها هوش و نيروى زيادترى داده و توانسته اند مالى تحصيل كنند بايد به فكر خويشان و وابستگان خود باشند ; زيرا انسان گرچه ثروتمند هم باشد اما در زندگى نياز به كمك دارد ، « هر كه بامش بيش برفش بيشتر » وقتى انسان بامش بيشتر شد برف زيادترى دارد و احتياج به برف روب دارد . كسى كه تمكّن مالى دارد ، اگر بخواهد هم مالش را حفظ كند و هم استفاده توليدى از آن بكند ، احتياج به نيروهاى فعّال دارد ، و در درجه اوّل خويشان او هستند كه مىتواند از آنها كمك بخواهد ، چون آنها را شناخته است ، بنابراين اگر وضع مالى خويشان و وابستگانش بد است بايد به آنها كمك كند . در عرب مسأله قبيله و عشيره خيلى مهم بوده است ، اگر كسى از قبيله اش تنها مى افتاد و قبيله اى پشتيبان او نبود در صحنه زندگى كلاهش پس معركه بود .